محل تبلیغات شما
دیروز تعطیل رسمی بود و بیکار بودم . ناهار درست کردم صبونه درست کردم شام درست کردم عصر یه چرت خوابیدم در کل بیشتر از روزایی که میام سرکار خسته شدم چون مهناز و مهرناز طبیعتن تا من باشم کاری نمی کنن و خب کار نکنن من راحت ترم تا اینکه کار کنن و منت بزارن. خونه رو هم جارو زدم داشتم جارو میزدم عقب عقب اومدم شمعدونم افتاد شکست مجبور شدم جاشو عوض کنم. چرا جلوی خاله اینا و محمد دست و پا چلفتی میشم در صورتی که میدونم اینطور نیستم .

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
سیم و کابل مشهد روزمرگـ ـی ! دانلود آهنگ های جدید ایرانی DIGIKALA عاشقانه های مریم سهرابی بلیط چارتر مشهد تهران Bitcoin شکوه طبیعت دی ال فانیها